" />,,http://activeman.persianblog.ir, music, PersianWeblog, music classic, Digital Classic " />, http://activeman.persianblog.ir" />




چرا....................؟

welcome to my weblog

پیغام مدیر
احسان


سقوط زیباست اگر مقصد قلب تو باشد


لوگوی دوستان







چند مطلب جالب


انسان های بزرگ دو دل دارند: دلی که درد می کشد و پنهان است ، دلی که میخندد و آشکار است.

------------ --------- ---------
هیچ وقت نگو وقت نداری. به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ، توماس جفرسون و آلبرت انیشتین.

------------ --------- ----
هیچ صیادی از جویی حقیر که به گودالی می ریزد مروارید ی صید نخواهد کرد.(فروغ فرخزاد)

------------ --------- --------- --------- -
همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد - جان لوییس

------------ --------- --
عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

------------ --------- --------- --
هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است.

------------ --------- -----

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.     

 ‏(چارلی چاپلین) ‏  
------------ --------- ---
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

------------ --------- -----
عشق در لحظه پدید می آید. دوست داشتن در امتداد زمان. و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

------------ --------- ---
یکی از شاگردان سقراط وی را پرسید: زچه رو هرگزت اندوهگین ندیده ام؟ گفت از آن رو که چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم کند.

------------ --------- -----
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.

------------ --------- ---
زندگی هدیه خداست به تو، طرز زندگی کردن تو هدیه توست به خدا.

------------ --------- --------
انسانی که در نبرد زندگی می خندد قابل ستایش است.

------------ --------- --------- ----
دنیا دو روز است. آن روز که با تو نیست صبور باش وآن روز که با توست مغرور نباش زیرا هر دو پایان پذیر است.

------------ --------- --------- ---
ذهن انسان احمق مانند مردمک چشم است؟؟؟هر چقدر بیشتر نور بتابانی ...تنگ تر می شود!!!

------------ --------- --------- --------- ----
خیلی جالبه :
از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم.
از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم.
از شکستن لیوان می ترسیم..........از شکستن دل آدمها نمی ترسیم.

از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم............ .از خیانت به دیگران نمی ترسیم.

------------ --------- --------- ---
انسان چیست ؟ شنبه: به دنیا می آید. 
یکشنبه: راه می رود.  دوشنبه: عاشق می شود.  سه شنبه: شکست می خورد.  چهارشنبه: ازدواج می کند.

 پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.  جمعه: می میرد.

------------ --------- --------- --------- ------
گاهی اوقات، برای فرار از تمامی کلیشه ها، آنقدر بر خلاف جهت حرکت می کنیم، که خود کلیشه می شویم.

------------ --------- --------- --------- -----

 تبسم بدون اینکه دهنده اش را فقیر کند گیرنده اش را ثروتمند می کند




| + | نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

سلامتی


به سلامتی دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.
به سلامتی سایه! که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.
به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.
به سلامتی نهنگ! که گنده‌لات دریاست.به سلامتی زنجیر! نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.
به سلامتی کرم خاکی!نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش
به سلامتی پل عابر پیاده! که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !
به سلامتی رودخونه!که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.
به سلامتی گاو!که نمی‌گه من، می‌گه ما.
به سلامتی دریا! که قربونیاشو پس می‌آره.
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع! که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره.

-----------------------------------------------------------------------------------------

زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر ...


شکست خورده ای در عشق را پرسیدند: عشق را به چه تشبیه می کنی؟ گفت: عشق مانند ستاره ای می ماند که هر چقدر دورتر باشد بیشتر به تو چشمک می زند و پر نور تر است و تا به آن رسیدی نه از چشمک خبری باشد و نه از نور!


به این دو مطلب حکمت آموز دقت کنید:
ازدواج  یعنی از دست دادن توجه جمع کثیری از مردان و به دست آوردن بی توجهی یکی از آنها!
ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست بلکه دل بریدن از بقیه دخترهاست!
پی نوشت: بعضی وقتا که آدم چیزی برای نوشتن نداره  باید از حکمت کمک بگیره!




| + | نوشته شده در دوشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸۸ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

خلقت زن


خلقت زن
 
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : « چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ »

خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را دیده ای ؟ »

او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.



باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند..



باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.



بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.



و شش جفت دست داشته باشد.



فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.



گفت : « شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ »



خداوند پاسخ داد : « فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.



تازه به این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها. »


خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.



یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،



از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.



یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!



و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،



بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.



فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.



« این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید » .



خداوند فرمود : نمی شود !!



چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.



از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند



و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.



فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.



« اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی » .



« بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند



و زحمت بکشد . »



فرشته پرسید : « فکر هم می تواند بکند ؟ »



خداوند پاسخ داد : « نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد . »



آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.



« ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید. »



خداوند مخالفت کرد : « آن که نشتی نیست، اشک است. »



فرشته پرسید : « اشک دیگر چیست ؟ »



خداوند گفت : « اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش. »



فرشته متاثر شد



شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند.



زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کند.



همواره بچه ها را به دندان می کشند.



سختی ها را بهتر تحمل می کنند.



بار زندگی را به دوش می کشند،



ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.



وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.



وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.



وقتی خوشحالند گریه می کنند.



و وقتی عصبانی اند می خندند.



برای آنچه باور دارند می جنگند.



در مقابل بی عدالتی می ایستند.



وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، « نه » نمی پذیرند.



بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.



برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.



بدون قید و شرط دوست می دارند.



وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.



در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.



در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،



با این حال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.



آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند و برای شما ایمیل می فرستند



که نشان تان بدهند چه قدر برای شان مهم هستید.



قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.



زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند.



می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد.



کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،



آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند.



زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.



و خدا بزرگ بود و او بود که دانای اسرار است.
 



| + | نوشته شده در شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

سلام آقای دهنمکی


سلام آقای دهنمکی . مرا نمی شناسی ولی مهم نیست . آقای دهنمکی ، نمی دانم در پرسش نامه های مختلفی که در هر اداره و ارگانی باید پر کنی جلوی عبارت شغل چه می نویسی ؟ کارگردان ؟ سر دبیر ؟ مسئول ستاد ؟ مدعی العموم ؟ ... نمی دانم ، مهم هم نیست . فقط میدانم آنچه می نویسی با چماق رابطه ای ندارد . آقای دهنمکی ، می گویند کارگردانید . می گویند فیلم می سازید . می گویند می خندانید . می گویند خوب می فروشید . آقای دهنمکی ، یادتان هست ؟ مدت زیادی نگذشته از زمانی که شما میزدید و میشکستید و می سوزاندید هر آنچه را دوست نداشتید و دوست نداشتند. آن زمان هم در هر بلوایی شما کارگردان بودید . آن زمان هم شما فیلم می گرفتید . آن زمان هم می حنداندید . و آن زمان هم خوب می فروختید.

آقای دهنمکی ، مهم نیست . هرگز مهم نیست . هیچ گاه مهم نبوده . مهم اینست که می فروشید . خوب هم می فروشید . می خندانید و خوب هم می خندانید . جنگ را چنان تصویر کرده اید که انگار نمایش نامه ی کمدی و ساده لوحانه ای بود که کودکان مدرسه ای بازیگران آنند.

آقای دهنمکی ، اما جنگی که من دیدم حکایت خنده نبود . حدیث درد بود و گریه . جنگی که من تجربه کردم ، ترس برادرم بود از آژیر قرمزی که روزانه بود . جنگی که من دیدم گریه های مادرم بود هنگام بمباران ، که نمی دانست پدرم می آید یا نه ؟ جنگی که من دیدیم کابوسهای خونین خودم بود . جنگی که من دیدم ترس پدرم بود از جان ما ، که فکر می کردیم آغوشش امن ترین جای دنیاست . جنگی که من دیدم ناله های عمویم بود که ترکش خورده بود .

آقای دهنمکی بخند . دیگران را هم بخندان . دلگیر نیستم . هر چند که بر زخم من می خندی . اما شنیده ام که کودکان شهرم را به تماشای جنگی که تو به تصویر کشیده ای می برند. می ترسم باور کنند که جنگ همین خنده و شوخی های کوچه بازاری است . آقای دهنمکی ، جنگی که در ذهن یک کودک میگذرد بسیار ناجوانمردانه تر و کثیف تر از جنگ در ذهن یک سرباز است . حکایت سرباز ، حکایت فشنگ است و تفنگ و مرگ و محیطی که بر خطر آن آگاه است . اما داستان کودک ، بازی معصومانه ای است که به صفیر بمب و موشک به هم می پیچد.

آقای دهنمکی ، من به چشم خویش ، زبانه آتش انفجار را دیده ام . من به چشم خویش ستون دود را دیده ام . من به چشم خویش اجساد خونین دیده ام . من به چشم خویش تن بی سر پدر بهترین دوستم را دیده ام که جان می کند . من به چشم خویش تن تکه تکه شده مادر بزرگم را دیده ام . من به چشم خویش پرنده آهنینی دیدم که تخم مرگ بر شهرم می پاشید. من به چشم خویش گریه دیدم . آوار دیدم . ترس دیدم . مرگ دیدم. آقای دهنمکی ، آن زمان ، چشمان من فقط ده سال داشت.

آقای دهنمکی ، هیچ وقت نمی توانید تصور کنید که چه حالی داشتم وقتی که پدرم تنش را سپر ما کرده بود تا ما را از گزند گلوله حفظ کند. اعتمادی که به بازوانش داشتم و ترسی که از نبودنش . آقای دهنمکی بغض گلویم را گرفته است . دیگر نمی توانم بنویسم ولی شما بخند . دیگران را هم بخندان



| + | نوشته شده در دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

Nelson Mandella


کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را.

از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز..

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید.

مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر.

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی.

کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را.

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی.

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن.

فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست




| + | نوشته شده در شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

گفتگوی یک سوسک با خدا


 سوسک گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن … خدا هیچ نگفت . گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای این که زشتم . زشتی جرم من است . خدا هیچ نگفت . گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست . خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست . خدا گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است . دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی برد . ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است . مومن دوست می دارد . همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست . در این دایره ، هر چه که هست ، نیست الا زیبایی ... آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست . حالا قشنگ کوچکم ! نزدیک تر بیا و غمگین نباش . قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست




| + | نوشته شده در شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

فرهنگ لغت


فرهنگ لغت

آدامس : تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود
احمق: کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد
ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با کسی است که بیشتر تقلب کند
الکل : مایه گرانبهایی که همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را
اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند
ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند
بزبیار : فلک زده ای که زنش زشت و کلفتش بیریخت باشد
بوسه : تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر می زند
بیست سالگی : دورانی که پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر
خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود
خوش بین : مردی که تصور کند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی کند گوشی را خواهد گذاشت
دوران تجرد : دورانی که معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود
رفیق : کسی که همیشه به شما مقروض است
زوج ایده آل : شوهر کر و زن لال
سوءظن : سعی در دانستن چیزیکه بعدا" انسان آرزو می کند ای کاش آنرا نمی دانست
سرخ پوست : مرد خوشبختی که وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیکی نمی شود
سنجاق قفلی : تنها قفلی که بدون کلید باز می شود
مرد مجرد : کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی داند
معجزه : دختر خانمی که زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود
هالو : شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست خانومش می خرد




| + | نوشته شده در یکشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٧ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

بگذارعشق خاصیت تو باشد


 

بگذارعشق خاصیت تو باشد 

 

از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
 
خدا جواب داد

گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و


 
بدون ترس برای آینده آماده شو.ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی .
 
کوچک باش و عاشق... که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

 
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن

فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست




| + | نوشته شده در دوشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٧ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

تقدیم به همه زنان


 

کارد و کینه درو می کند....

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...

 

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی...

 

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی...

تنها

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو....

 

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی...

 

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...

 

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد...

 

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...

 

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر

 

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...

 

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند

و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد، رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این, رنج است.

دکتر علی شریعتی




| + | نوشته شده در دوشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٧ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()

ده نفر از عجیب ترین های دنیا


ده نفر از عجیب ترین های دنیا

 

 Most Bizarre People on Earth
 

=============================

  Ngoc: three decades without sleep

 

یک تایوانی 64 ساله که بیش از سی سال است که نخوابیده است،این مرد بعد از یک تب در سال 1973 دیگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.او در یک مزرعه زندگی می کند و از خوک و مرغ نگهداری می کند و این کار تمام وقت او را می گیرد.


 




 
 Bhagat: had his twin brother on his stomach

یک مرد هندی که برادر دوقلو اش را حامله بود. یکی از عجیب ترین موارد پزشکی که یک از دو جنین در داخل رحم دیگری مدفون شده است.او همیشه فکر می کرد که توموری در داخل شکم خود دارد تا اینکه این تومور زیادی بزرگ شد و پزشک ها پس از عمل اعضای انسان را از داخل شکم او بیرون آوردند.نکته جالب این است که وقتی یک دوقلو در بدن دیگری اسیر می شود می تواند به زندگی خود مثل یک انگل ادامه دهد تا زمانی که شروع به صدمه زدن به میزبان خود می کند.


 

Yokoi: spent 28 years hidden after WWII

یک سرباز ژاپنی که حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم از ترس آمریکایی ها ۲۸ سال در خفا زندگی می کرد.او از سال 1944 تا 1972 در یک غار جنگلی زیر زمینی با دو نفر از ساکنان آنجا زندگی می کرد ، حتی پس از آنکه اعلامیه های پایان جنگ را دیده بود.


 

 

Mehran: lives at the Airport since 1988

مهران کریمی ناصری (یک پناه جوی ایرانی) که از سال ۱۹۸۸ در فردوگاه دو گل پاریس زندگی می‌کند و از آن بیرون نیامده است.او به کشورهای مختلفی تقاضای پناهندگی داد که ناموفق بود. ظاهرا فیلم ترمینال که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده بود و تام هنکس در آن بازی می کرد با الهام از مهران کریمی ناصری بوده است. با وسیله ها و کیف ها او همیشه شبیه یک مسافر است و کسی به او توجه نمی کند.


 

Mitsuo: a japanese Jesus Christ

یک سیاستمدار ژاپنی که فکر می‌کند خدا و مسیح است و تصمیم دارد دنیا را با رسیدن به مدارج سیاسی تغییر دهد. او قایل به یکی بودن دین و سیاست است و می‌خواهد قوانین سازمان ملل را تغییر بدهد و … (نخیر احمدی نژاد نیست!).او در انتخابات زیادی شرکت کرده ولی موفق نشده است.


 

Bihari: most officially dead person

بیهاری هندی که یک کشاورز است در سال ۱۹۷۶ تا 1994 رسما مرده اعلام شده بود و او ۱۸ سال با دولت و بوروکراسی هند جنگید تا ثابت کند که زنده است. ظاهرا عمویش با رشوه او را رسما و دولتی کشتانده بوده است تا زمینش را تصاحب کند.او زمانی متوجه شد که می خواست از بانک وام بگیرد. بعدا معلوم شد که حداقل صد نفر دیگر هم سرنوشت او را دارند

این انجمن الان 20،000 عضو دارد که تا سال 2004 آنها موفق شدند که 4 نفر از اعضا را زنده اعلام کنند.


 

Icke: our salvation from Reptilian Humanoids

دیوید ایکه که یک بازیکن حرفه ای سابق فوتبال بریتانیایی است، معتقد است جهان را کسانی اداره می‌‌کنند که از نسل خزندگانند. به نظر او این افراد تمایلات کودک آزاری و شیطانگرایانه دارند. او الیزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قدیم می‌داند و در کتاب‌هایش (۱۵ کتاب) سعی می‌کند این افراد را معرفی و جهان را از دست آنها نجات دهد.او پس از یک سخنرانی 5 ساعته برای دانش آموزان مورد تشویق دانشگاه تورنتو در سال 1999 قرار گرفت.


Bawden: the self-elected Pope Michael I, from Kansas

الن بادن آمریکایی که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپی انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتیکان را به رسمیت نمی شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدینش با پاپی برگزیدند. او همچنان به کارش ادامه می‌دهد.


Nakamatsu: photographed and analyzed every meal for 34 years

ناکاماتسو مخترع ژاپنی که بیش از ۳۰۰۰ اختراع داشته (از جمله فلاپی دیسک) و رکورد جهانی را برای تعداد اختراعاتش دارد. او در ۳۴ سال گذشته از تمام غذاهایی که خورده عکس گرفته و آن را تجزیه تحلیل کرده. هدفش این است که ۱۴۰ سال زندگی کند.


 

Lotito: mister eat-it-all

میشل لوتیتوی فرانسوی همه چیز می خورد از تلویزیون گرفته تا دوچرخه از آهن گرفته تا شیشه و پلاستیک و … البته اگر آن شی کمی برزگ باشد خوردنش نیز طول می کشد. مثلا دو سال طول کشید از1978 تا 1980 که او توانست یک هواپیما را بخورد. ظاهرا او یک معده و روده ای با دو برابر ضخامت قابل انتظار دارد و اسید گوارشی او دارای قدرت غیر معمولی است که به او امکان خوردن فلزات را می دهد




| + | نوشته شده در یکشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٧ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نوشته شده توسط احسان پيام هاي ديگران ()




مدير وبلاگ
احسان
لينكستان
مامان و نی نيش
خواهرزاده گلم
خاله ريزه
جواد جون

آرشیو
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
طراح قالب
احسان
ehsan_eic@yahoo.com


  sendIM  

 


بازدید :
آمار وبلاگ :

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
http://activeman.persianblog.ir
This Themplate Rendition By
EHSAN